تبليغاتX
خبر راستین

من ایرانی ام

 چشم مخملی من
شکوه اینده
امروز
این عشق ماست ، عشق به مردم
بگذار
درفش سرخ
زیبایی ترا بستایم
من کور نیستم
 باید ترا بستایم می دانم
 اما کجاست
جای دیدن تو
وقتی که هم وطنم برده
و خاک خوب ترا جراحی می کنند
باید که خاک من
از خون من
بنا گردد
بنای آزادی
بی مرگ و خون
کی میسر شد ؟
پیکار می کنم
می میرم
 این است عشق من
می دانی
من ایرانی ام

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 21:49 |

تساوی

معلم پای تخته داد می زد
 صورتش از خشم گلگون بود
 و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
 از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز
یک با یک برابر بود
 سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 یا که زیر صربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
 یک با یک برابر نیست

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 21:48 |

تساوی

معلم پای تخته داد می زد
 صورتش از خشم گلگون بود
 و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
 از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز
یک با یک برابر بود
 سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 یا که زیر صربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
 یک با یک برابر نیست

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 21:46 |

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 18:12 |

من ایرانی ام

 چشم مخملی من
شکوه اینده
امروز
این عشق ماست ، عشق به مردم
بگذار
درفش سرخ
زیبایی ترا بستایم
من کور نیستم
 باید ترا بستایم می دانم
 اما کجاست
جای دیدن تو
وقتی که هم وطنم برده
و خاک خوب ترا جراحی می کنند
باید که خاک من
از خون من
بنا گردد
بنای آزادی
بی مرگ و خون
کی میسر شد ؟
پیکار می کنم
می میرم
 این است عشق من
می دانی
من ایرانی ام

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 18:6 |

ارابه هائي از آن سوي جهان آمده اند

بي غوغاي آهن ها

كه گوش هاي زمان ما را انباشته است .

 

ارابه هائي از آن سوي زمان آمده اند .

***

گرسنگان از جاي بر نخواستند

چرا كه از بار ارابه ها عطر نان گرم بر نمي خاست

 

برهنگان از جاي بر نخاستند

چرا كه از بار ارابه ها خش خش  جامه هائي برنمي خاست

 

زندانيان از جاي برنخاستند

چرا كه محموله ارابه ها نه دار بود نه آزادي

 

مردگان از جاي برنخاستند

چرا كه اميد نمي رفت تا فرشتگاني رانندگان ارابه ها باشند .

***

ارابه هائي از آن سوي زمان آمده اند

بي غوغاي آهن ها

كه گوش هاي زمان ما را انباشته است .

 

ارابه هائي از آن سوي زمان آمده اند

بي كه اميدي با خود آورده باشند

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 21:56 |
+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 15:18 |
احمد شاملو
در آغازِ شاعري: ا. صبح، نام شعري: ا. بامداد
متولد 21 آذر 1304، تهران.
شاعر، روزنامه‌نگار، مترجم شعر و رمان، محقق کتاب کوچه.

 


1304
احمد شاملو (ا. صبح / ا.بامداد) روز 21 آذر در خانه‌ي شماره‌ي 134 .خيابان صفي‌عليشاه تهران متولد شد.
دوره‌ي کودکي را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جايي به ماءموريت مي‌رفت، در شهرهايي چون رشت و سميرم و اصفهان و آباده و شيراز گذراند.
مادرش کوکب عراقي شاملو بود. پدرش حيدر.


16ـ1310
دوره‌ي دبستان در شهرهاي خاش و زاهدان و مشهد. اقدام به گردآوري مواد فرهنگ عوام.


20ـ1317
دوره‌ي دبيرستان در بيرجند و مشهد و تهران.
از سال سوم دبيرستانِ ايرانشهرِ تهران به شوق‌ِتحصيلِ دستورِ زبان آلماني به سال اول دبيرستان صنعتي مي‌رود.


3ـ1321
انتقال پدر به گرگان و ترکمن صحرا براي سرو سامان دادن به تشکيلاتِ ازهم‌پاشيده‌ي ژاندارمري.
در گرگان ادامه‌ي تحصيل در کلاس سوم دبيرستان.
شرکت در فعاليت‌هاي سياسي در مناطق شمالِ کشور.
در تهران دستگير و به زندان شوروي‌ها در رشت منتقل مي‌شود.


5ـ1324
آزادي از زندان. با خانواده به رضائيه مي‌رود. به کلاس چهارم دبيرستان.
با آغاز حکومت پيشه‌وري و دموکرات‌ها، چريک‌ها به منزل‌شان مي‌ريزند و او پدرش را نزديک به دو ساعت مقابل جوخه‌ي آتش نگه‌مي‌دارند تا از مقامات بالا کسب تکليف کنند.
بازگشت به تهران و ترکِ کامل تحصيل مدرسي.


1326
ازدواج.
مجموعه‌ي اشعار آهنگ‌هاي فراموش‌شده توسط ابراهيم ديلمقانيان.


1327
هفته‌نامه‌ي سخن‌نو (پنج شماره).


1329
داستان زنِ پشتِ درِ مفرغي.
هفته‌نامه‌ي روزنه (هفت شماره).


1330
سردبير چپ (در مقابل سردبير راست) مجله‌ي خواندنيها.
شعر بلند ??.
مجموعه‌ي اشعار قطع‌نامه.


1331
مشاورت فرهنگي سفارت مجارستان (حدود دو سال).
سردبير هفته‌نامه‌ي آتشبار، به مديريت انجوي.


1332
چاپ مجموعه‌ي اشعار آهن‌ها و احساس که پليس در چاپخانه مي‌سوزاند. (تنها نسخه‌ي موجودِ آن نزد سيروس طاهباز است).
ترجمه‌ي طلا در لجن اثر ژيگموند موريتس و رمان بزرگ پسران مردي که قلبش از سنگ بود اثر موريو کايي با تعدادي داستان کوتاهِ نوشته‌ي خودش و همه‌ي يادداشت‌هاي فيش‌هاي کتاب کوچه در يورش افراد فرمانداري نظامي به خانه‌اش ضبط شده از ميان مي‌رود و خود او موفق به فرار مي‌شود. بعد از چند بار که موفق مي‌شود فرار کند در چاپخانه‌ي روزنامه‌ي اطلاعات دستگير مي‌شود.


1333
زنداني سياسي در زندان موقت شهرباني و زندان قصر، (?? تا ?? ماه).
در زندان دستور زبان فارسي را مي‌نويسد و تعدادي شعر.


1334
آزادي از زندان.
چهار دفتر شعر آماده به چاپ را نقي نقاشيان نامي به قصد چاپ با خود مي‌برد و ديگر هرگز پيدايش نمي‌شود. از آن جمله شعر بلند مرگِ شاماهي به عنوان نخستين تجربه‌ي شعر روايي به زبان محاوره.
نمايشنامه‌ي «مردگان براي انتقام باز‌مي‌گردند» و داستان کوتاه «مرگ زنجره» و «سه مرد از بندر بي‌آفتاب»
رمان‌هاي: لئون مورنِ کشيش اثر بئاتريس بِک، زنگار اثر هربر لوپوريه، برزخ اثر ژان روورزي.
فرزندان: سياوش، سيروس، سامان و ساقي.


1335
سردبيري مجله‌ي بامشاد


1336
مجموعه‌ي اشعار هواي تازه.
افسانه‌هاي هفت گنبد، حافظ شيراز، ترانه‌ها (رباعيات ابوسعيد ابوالخير، خيام و بابا طاهر).
ازدواج دوم.
سردبيري مجله‌ي آشنا
مرگ پدر

1337 
ترجمه‌ي رمان پابرهنه‌ها اثر زاهاريا استانکو با عطا بقايي.
سردبيري اطلاعات ماهانه، دوره‌ي يازدهم.


1338 
قصه‌ي خروس‌زري پيرهن‌پري براي کودکان.
تهيه‌ي فيلم مستند سيستان و بلوچستان براي شرکت ايتال کونسولت.
آغاز همکاري با سينماگران. نوشتن فيلم‌نامه و ديالوگ فيلم‌نامه.


1339 
مجموعه اشعار باغ آينه.
سردبيري ماهنامه‌ي اطلاعات (دو شماره).
تاءسيس و سرپرستي اداره‌ي سمعي و بصري وزارت کشاورزي با همکاري هادي شفائيه و سهراب سپهري.
سردبيري مجله‌ي فردوسي


1340
سردبيري کتاب هفته(24 شماره‌ي اول)
جدايي از همسر دوم، با ترک همه چيز و از آن جمله برگه‌هاي کتاب کوچه.


2-1341 
آشنايي با آيدا (14 فروردين ).
بازگشت به کتاب هفته.
ترجمه‌ي نمايشنامه‌هاي درخت سيزدهم اثر آندره ژيد و سي‌زيف و مرگ اثر روبر مِرل.


1343 
ازدواج با آيدا در فروردين ماه و اقامت در ده شيرگاه (مازندران).
مجموعه‌ي اشعار آيدا در آينه و لحظه‌ها و هميشه.
ماهنامه‌ي انديشه و هنر ويژه‌ي ا.بامداد به سردبيري و مديريت دکتر ناصر وثوقي.


1344 
مجموعه‌ي اشعار آيدا: درخت و خنجر و خاطره!
ترجمه‌ي کتاب 81490 اثر آلبر شمبون.
تحقيق و گردآوري و تدوين کتاب کوچه. (براي سومين‌بار از نو آغاز مي‌کند!)


1345 
مجموعه‌ي اشعار ققنوس در باران.
هفته‌نامه‌ي ادبي و هنري بارو، که بعد از سه شماره با اولتيماتوم وزير اطلاعاتِ وقت تعطيل مي‌شود.
شب شعر به دعوت انجمن ايران و آمريکا.
تهيه‌ي برنامه‌ي کودکان براي تلويزيون به اسم «قصه‌هاي مادربزرگ»


1346 
سردبيري قسمت ادبي و فرهنگي هفته‌نامه‌ي خوشه.
ترجمه‌ي کتاب قصه‌هاي بابام اثر ارسکين کالدوِل.
عضويت کانون نويسنده‌گان ايران.
شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجويان.
سخنراني در دانشگاه شيراز.


1347
تحقيق روي غزليات حافظ و تاريخ دوره‌ي حافظ.
نمايشنامه‌ي عروسي خون اثر فدريکو گارسيا لورکا.
ترجمه‌ي غزل غزل‌هاي سليمان.
شب شعر به دعوت انجمن فرهنگي ايران و آلمان، گوته.
«شب‌هاي شعر خوشه» به مدت يک هفته از سوي مجله‌ي خوشه.-فستيوال بزرگ شاعران-
يادنامه‌ي هفته‌ي شعر و هنر خوشه.


1348
قصه‌ي منظوم چي شد که دوستم داشتن براي کودکان.
تعطيل مجله‌ي خوشه با اخطار رسمي ساواک.
برگزيده‌ي شعرهاي احمدشاملو (سازمان نشر کتاب).
مجموعه‌ي اشعار مرثيه‌هاي خاک.


1349 
مجموعه‌ي اشعار شکفتن در مه.
قصه‌ي ملکه‌ي سايه‌ها براي کودکان.
کارگراني چند فيلم فولکلوريک براي تله‌ويزيون: «پاوه، شهري از سنگ» و «آناقليچ داماد مي‌شود»
ترجمه‌ي تعدادي قصه براي کودکان «سه بزغاله و ني‌لبک جادو»، «روباه پير و زاغي بي‌تدبير» و «اشک تمساح»

1350 
رمان خزه (ترجمه‌ي مجددي از زنگار.)
قصه‌ي هفت کلاغون براي کودکان.
ترجمه‌ي کامل پابرهنه‌ها اثر زاهاريا استانکو. (ترجمه‌ي مجدد)
دعوت به فرهنگستان زبان ايران براي تحقيق و تدوينِ کتاب کوچه، سه سال.
نگارش نمايشنامه‌ي آنتيگون (ناتمام).
مرگ مادر. ?? اسفند


1351 
ضبط صفحات و نوار کاستِ «صداي شاعر» در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان. حافظ، مولوي، نيما، خيام، شاملو.
اجراي برنامه‌هاي راديويي براي کودکان و جوانان.
نگارش فيلمنامه‌ي کوتاه حلوا براي زنده‌ها.
ترجمه‌ي تعدادي داستان کوتاه: دماغ، دست به دست، لبخند تلخ، زهرخند، افسانه‌هاي کوچک چيني.
شب شعر در انجمن فرهنگي گوته. (?? مهرماه)
شب شعر در انجمن ايران و آمريکا. (اول آبان‌ماه)
تدريس مطالعه‌ي آزمايشگاهي زبان فارسي در دانشگاه صنعتي (سه ترم)
همکاري با روزنامه‌هاي کيهان فرهنگي و آينده‌گان.
سفر به پاريس (فرانسه) براي معالجه‌ي آرتروز شديد گردن. عمل جراحي روي گردن.


1352 
مجموعه‌ي اشعار ابراهيم در آتش.
مجموعه‌ي درها و ديوار بزرگ چين.
شب شعر در مدرسه عالي علوم اقتصادي و اجتماعي بابلسر.
نگارش فيلمنامه‌ي تخت ابونصر براي تله‌ويزيون.
ترجمه‌ي رمان مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل.
ترجمه‌ي نمايشنامه‌ي مفتخورها اثر گرگه‌ي چي‌کي.


1353 
ترجمه‌ي مجموعه‌داستان سربازي از يک دوران سپري شده.
مجموعه‌ي شعرهاي عاشقانه‌ي از هوا و آينه‌ها.


1354 
سفر به ايتاليا براي شرکت در کنگره‌ي نظامي گنجوي به دعوت دانشگاه رم.
حافظ شيراز.
دعوت دانشگاه بوعلي براي سرپرستي پژوهشکده‌ي آن دانشگاه. (دوسال)


1355 
تهيه گفتار براي چند فيلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر.
سفر به آمريکا (ايالات متحده) به دعوت مشترک انجمن قلم (Pen Club )و دانشگاه پرينستون براي سخنراني و شعرخواني.
آشنايي با شاعران و نويسنده‌گاني از آسياي ميانه و شمال آفريقا از جمله ياشار کمال، آدونيس، البياتي و وزنيسينسکي.
سخنراني و شعرخواني در دانشگاه‌هاي MIT بوستون ، UCبرکلي.
پيشنهاد دانشگاه کلمبياي نيويورک براي کمک به تدوين کتاب کوچه را نمي‌پذيرد.
ميهمان مدعو فستيوال جهاني شعر در سانفرانسيسکو و آستينِ تگزاس. شب شعر به دعوت دانشجويان ايراني فيلادلفيا و نيويورک.
بازگشت به ايران بعد از سه ماه.
شب شعر در انستيتو گوته
استعفا از سرپرستي پژوهشکده‌ي دانشگاه بوعلي.
پايان نگارش بيوگرافي‌مانندي به نام ميراث که تنها نسخه‌ي دست‌ـ نوشته‌ي آن را علي‌رضا ميبدي به امانت بُرد!
ترک ايران به عنوان اعتراض به سياست‌هاي رژيم.
سفر به ايالات متحد آمريکا. (اقامت به مدت يک سال).
سخنراني‌هايي در دانشگاه‌هاي آمريکا.


1356 
انتشار مجموعه‌ي اشعار دشنه در ديس.
برگزيده‌ي اشعار (انتشارات اميرکبير).

 ۱۳۵۷
دعوت براي سردبيري هفته‌نامه‌ي ايرانشهر به لندن.
ترک ايالات متحد آمريکا.
سفر به انگلستان.
انتشار 12 شماره هفته‌نامه‌ي ايرانشهر با مشکلات فراوان(شهريور 57).
دي‌ماه 57 استعفا مي‌دهد. (به علت اختلاف‌هايي با مدير هفته‌نامه).
قصه‌ي دختراي ننه دريا و بارون و قصه‌ي دروازه‌ي بخت به صورت کتاب کودکان.
از مهتابي به کوچه (مجموعه‌ي مقالات).
بازگشت به ايران. (اسفندماه).
کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر اول آ) قطع وزيري.
عضويت در هياءت دبيران کانون نويسنده‌گان ايران.
نشر مقالاتي در مجلات و روزنامه‌ها.

9ـ1358
سردبير مجله‌ي هفته‌گي کتاب جمعه (بعد از 36 شماره به اجبار تعطيل مي‌شود).
نشر مقالاتي در مجلات و روزنامه‌ها.
شب شعر به دعوت انجمن ايران و فرانسه.
مجموعه‌ي اشعار ترانه‌هاي کوچک غربت.
سخنراني در باشگاه ارامنه‌ي تهران.
ترجمه‌ي شهريار کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپه‌ري در کتاب جمعه.
ترجمه‌ي بگذار سخن بگويم! اثر دوميتيلا دو چونگارا (با همکاري ع. پاشايي).
شب شعر در انستيتو گوته.
کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر دوم آ).
نوار صوتي کاشفان فروتن شوکران با شعر و صداي شاعر.
نوار صوتي و کتاب ترانه‌ي شرقي و اشعار ديگر، ترجمه‌ي شعرهايي از فدريکو گارسيا لورکا.
عضو هياءت پنج نفره‌ي دبيران کانون نويسنده‌گان ايران (دوره‌ي دوم).


1360
قصه‌ي خروس زري پيرهن پري و يل و اژدها به صورت کتاب و نوار کاست براي کودکان.
کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر سوم آ) قطع وزيري، مجموعاً 1064 صفحه.
از حالا به بعد با همکاري آيدا روي کتاب کوچه کارمي‌کند.
عضو هياءت پنج نفره‌ي دبيران کانون نويسنده‌گان (دوره‌ي سوم).


1361
ترجمه‌ي هايکو، شعر ژاپني (با ع. پاشايي).
ترجمه‌ي نمايش‌نامه‌ي نصف شب است ديگر، دکتر شوايتزر! اثر ژيلبر سِسبرون.
کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر اول الف).


1362
کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر دوم الف).
کتاب و نوار صوتي سياه همچون اعماقِ آفريقاي خودم. ترجمه و اجراي اشعاري از لنگستون هيوز.
کتاب و نوار صوتي سکوت سرشار از ناگفته‌هاست. ترجمه‌ي آزاد و اجراي اشعاري از مارگوت بيکل.
برگزيده‌ي اشعار (نشر تندر)
کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر سوم الف)
انتشار کتاب‌ها متوقف مي‌شود.


5ـ1363
رمان قدرت و افتخار اثر گراهام گرين را با عنوان عيساديگر، يهودا ديگر! با موخره‌ي مفصلي بازنويسي مي‌کند.
استاد محمد مددي سرديس شاملو را با برنز مي‌سازد
گفت و شنودي با احمد شاملو به کوشش ناصر حريري.


1366
فيلمنامه‌ي ميراث.
آغاز ترجمه‌ي آزادِ دُنِ آرام اثر ميخاييل شولوخوف.
انتشار ژاپني کتاب ابراهيم در آتش به ترجمه‌ي شوکو ياناگا در مجله‌ي (توکيو، موسسه‌ي مطالعه‌ي زبان‌ها و فرهنگ‌هاي آسيا وILCAA

آفريقا).
کتاب و نوار صوتي چيدن سپيده‌دم ترجمه‌ي آزاد و اجراي اشعاري از مارگوت بيکل.


1367
سفر به آلمان: ميهمانِ مدعوِ دومين کنگره‌ي بين‌المللي ادبيات: اينترليت ? تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهاي مجاور.
عزيز نسين، دِرِک والکوت، پدرو شيموزه، لورنا گوديسون و ژوکوندا بِلي و... ديگر مهمانان کنگره.
من دردِ مشترکم، مرا فرياد کن! عنوان سخنراني شاملو در اين کنگره.
ُ شب شعر در کُل‌لوکيومِ ادبيِ برلين.
سفر به اتريش به دعوت دانشگاه اقتصاد وين و يورو آفريک اينستيتو، براي شب شعر و سخنراني.
بازگشت به آلمان و اجراي شب شعر در شهر دانشگاهي گيسن.
سفر به سوئد به دعوت انجمن قلم (Pen) و دانشگاه يوته‌بوري.
شب شعر در «خانه‌ي مردم» استکهلم.
ديدار و صرف ناهار با هياءت رييسه‌ي انجمن قلم سوئد.
جلد اول مجموعه‌ي اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد.
بازگشت به ايران.


1368
جلد دوم مجموعه‌ي اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد.
اقامت در شهرک دهکده‌ي خانه، کرج.


1369
سفر به آمريکا: ميهمان مدعو سيرا 90 توسط دانشگاه UC برکلي.
سخنراني‌هاي نگراني‌هاي من و مفاهيم رند و رندي در غزل حافظ.
دو شب شعر در UC برکلي.
شب شعر دانشگاه UCLA لوس‌آنجلس. در رويس هال.
شب شعر و سخنراني در دانشگاه‌هاي شيکاگو، آن اربر ميشيگان، کلمبيا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستين.
عمل جراحي در (يونيورسيتي هاسپيتال) بوستون روي مهره‌هاي گردن.
سه شب شعر در بوستون و UC برکلي به نفع زلزله زده‌گان ايران.
نگارش روزنامه‌ي سفر ميمنت اثر ايالات متفرقه‌ي امريق (اوکلند کاليفرنيا)
عمل جراحي دوم روي مهره‌هاي گردن (بوستون).
شب شعر در مدرسه‌ي ارامنه‌ي بوستون.
استاد ميهمان براي تدريس يک ترم در دانشگاه UC برکلي دانشجويان ايراني به (زبان، شعر و ادبيات معاصر فارسي).
ديدار با پروفسور زاده (برکلي) کاليفرنيا.
دريافت جايزه‌ي Free Expression سازمان حقوق بشر نيويورک Human Rights Watch .


1370
شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقي در UC برکلي و UCSC لوس‌آنجلس به همراه محمود دولت‌آبادي (قصه‌خواني) به دعوت انجمن

فرهنگي کُردها (آمريکا).
مجله‌ي زمانه شماره‌ي اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کاليفرنيا).
بازگشت از ايالات متحد آمريکا.
شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقي در دانشگاه وين (اتريش) به همراه محمود دولت‌آبادي (قصه‌خواني) به دعوت انجمن فرهنگي کُردها

(اروپا).
بازگشت به ايران.
ترجمه‌ي شعرهايي از لنگستون هيوز، اوکتاويو پاز (با حسن فياد).


1371
مجموعه‌ي اشعار مدايح بي‌صله، انتشارات آرش، در سوئد.
انتشار منتخبي از 42 شعر شاملو به زبان ارمني با نام من دردِ مشترکم در ايروان با ترجمه‌ي نُروان. ناشر: کانون فيلم ارمنستان.
قصه‌هاي کتاب کوچه، جلد اول در سوئد. انتشارات آرش.
کتاب گفت و شنودي با احمد شاملو، «ديدگاه‌هاي تازه» توسط ناصر حريري.
تدوين دوباره حرف آي کتاب کوچه براساس متدولوژي جديد.


1372
کتاب گفت‌وگو با احمد شاملو توسط محمد محمدعلي.
مجموعه‌ي جديد همچون کوچه‌يي بي‌انتها ترجمه‌ي شعر جهان (با ??? شعر).
ترجمه‌ي مجدد غزل غزل‌هاي سليمان.
ترجمه‌ي مجدد گيل‌گمش.
انتشار گزينه‌ي اشعار (انتشارات مرواريد) با انتخاب آيدا.
کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر چهارم الف)


1373
انتشار منتخبي از ?? شعر شاملو به زبان سوئدي و فارسي با نام عشق عمومي Allom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمه‌ي آذر محلوجيان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش.
انتشار منتخبي از ?? شعر شاملو به زبان فرانسه و فارسي با نام سرودهاي در عشق و اميد Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمه‌ي پرويز خضرايي: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence
سفر به سوئد به دعوت ايرانيان مقيم سوئد براي برگزاري شب شعر.
شب شعر در کنسرتوسه به علت بيماري اجرا نمي‌شود.
يک ماه بعد شب شعر در يوته‌بوري.
دو شب شعر در اوسه جيمنازيومِ استکهلم.
از طرف تله‌ويزيون استکهلم با او مصاحبه انجام مي‌شود.
بازگشت به ايران
انتشار شعرهاي جديدي از حافظ، مولوي و نيما يوشيج به صورت نوار کاست با صداي شاعر.


1373
به پايان بردن ترجمه‌ي دن‌آرام. 17/7. شروع به بازخواني و ويراستاري.
کنگره‌ي بزرگداشت احمد شاملو در دانشگاه تورنتو کانادا، روزهاي 31 و 22 اکتبر 1995به سرپرستي انجمن نويسنده‌گان ايراني کانادا.
انتشار منتخبي از 6 شعر به زبان اسپانيايي با نام (Aurora) بامداد در مادريد، به ترجمه‌ي کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانيايي.


1375
عمل جراحي روي عروق گردن انجام مي‌شود (19 فروردين).
انتشار پريا و دختراي ننه‌دريا با صداي شاعر. به صورت نوار کاست.
عمل جراحي روي عروق پاي راست انجام‌مي‌شود (اول اسفند).

1376
عمل جراحي روي عروق پا تکرارمي‌شود. (اول فروردين)
تکثير مجدد حافظ، مولوي، و نيمايوشيج به صورت CD با صداي شاعر.
. انتشار مجموعه‌ي اشعار در آستانه
تکثير مجدد پريا و دختراي ننه دريا به صورت CD با صداي شاعر.
پاي راست شاعر را از زانو قطع کردند. 26 اردي‌بهشت، بيمارستان ايران‌مهر.
دفتر هنر، ويژه‌ي احمد شاملو، سال چهارم، شماره 8، مهرماه. در آمريکا. صاحب امتياز و سردبير بيژن اسدي پور، در .USA، NJ
کتاب کوچه، انتشارات مازيار، دفتر پنجم الف. قطع وزيري 1652 صفحه.
دفتر هنر، ويژه‌ي تقي مدرسي و احمد شاملو، سال چهارم، شماره 9، اسفند . 1376. در آمريکا . صاحب امتياز و سردبير بيژن اسدي پور. در USA، NJ
در جدال با خاموشي، منتخب اشعار، اسفندماه. انتشارات سخن.


1377
ترجمه‌ي جديد گيل‌گمش را به پايان مي‌برد.
بُن‌بست‌ها و ببرهاي عاشق، منتخب اشعار. انتشارات يوشيج‌ـ ثالث.
کتاب کوچه، حرف ب، مجلد اول، انتشارات مازيار.
منتخبي از ?? شعر شاملو به سوئدي: Baran Forlag Stockjolm, Dikter om Natten (شعرهاي شبانه) Orers: Janne Carlsson & Said Moghadam
.کتاب کوچه (حرف ب) مجلد دوم ، انتشارات مازيار. قطع وزيري
کتاب کوچه (حرف ب) مجلد سوم ، انتشارات مازيار. قطع وزيري .
کتاب کوچه (حرف آ) در يک جلد. انتشارات مازيار.


1378
کتاب کوچه (حرف آ) در يک مجلد، انتشارات مازيار . قطع وزيري 1060 صفحه.
کتاب کوچه (حرف الف) جلد اول، انتشارات مازيار . قطع وزيري 912 صفحه.
کتاب کوچه (حرف الف) جلد دوم، (اول فروردين).انتشارات مازيار . قطع وزيري.
کتاب کوچه (حرف پ) جلد اول، (اول فروردين).انتشارات مازيار . قطع وزيري.
کتاب کوچه (حرف پ) جلد دوم، انتشارات مازيار . قطع وزيري 1342 صفحه.
مجموعه‌ي آثار احمد شاملو دفتر يکم : شعر بخش اول انتشارات زمانه
مجموعه‌ي آثار احمد شاملو دفتر يکم : شعر بخش دوم انتشارات زمانه ( از قطعنامه تا در آستانه )
مدايح بي صله (مجموعه‌ي اشعار) انتشارات زمانه ( چاپ اول در ايران)
منتخبي از 32 شعر شاملو به سوئدي borlom karleken در 85 صفحه Baran Forlag Stockholm 1999 i tolking av: Janne Carlsson & Said Moghadam
منتخبي از 27 شعر شاملو به سوئدي
OM jag vore vatten Azar Mahloujian
دريافت جايزه‌ي Stig Dagerman، آذر محلوجيان جايزه را به نمايندگي دريافت مي‌کند.


1379
کتاب کوچه (حرف ت) جلد اول، انتشارات مازيار، قطع وزيري، 596 صفحه.
حديث بي‌قراري‌ي ماهان ( مجموعه شعر) انتشارات مازيار.
پايان ترجمه‌هاي سه نمايشنامه از فدريکو گارسيا لورکا.
خانه‌ي برناردا آلبا
عروسي‌ي خون ( با بازبيني مجدد)
يرما.
منتخبي از اشعار Nima Yushij , Sohrab Sepehri , Ahmad Shamlu به زبان اسپانيائي
Tres poetas persas contemporaneo
ناشر Icaria Poesia
Traduccion de Clara Janes , Sahan y Ahmad Taheri
.edicion ,abril 2000
ساعت 9 غروب روز يکشنبه 2 مرداد در منزلش در دهکده روح‌اش پرواز کرد و از شکنجه‌ي تن آزاد شد.


1380
قصه‌هاي کتاب کوچه، چاپ اول، انتشارات مازيار.
کتاب کوچه، حرف ت، جلد دوم و اضافات، انتشارات مازيار، چاپ اول.

 

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 15:16 |
هرگز از مرگ نهراسیدم

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود ـ هراس من باری همه ـ

از مردن در سرزمینی است که 

مزد گور کن از بهای آزادی آدمی افزون باشد  

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 10:36 |
پولک هایش را پاک می کنم

شب ماهی داریم یونس

تقصیر عیسی بود که مرا زنده کرد

من برای تو  مرده بودم

اگر طوفان هم بیاید نوح ما را با خود به کشتی نخواهد برد

ماهی ها بیرون از اب زندگی نمی کنند

 

 

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در دوشنبه هشتم آبان 1385 و ساعت 10:25 |

 

كاوه يا اسكندر ؟

موجها خوابيده اند ، آرام و رام
طبل توفان از نو افتاده است
چشمه هاي شعله ور خشكيده اند
 آبها از آسيا افتاده است
در مزار آباد شهر بي تپش
 واي جغدي هم نمي آيد به گوش
 دردمندان بي خروش و بي فغان
خشمناكان بي فغان و بي خروش
 آهها در سينه ها گم كرده راه
مرغكان سرشان به زير بالها
 در سكوت جاودان مدفون شده ست
 هر چه غوغا بود و قيل و قال ها
 آبها از آسيا افتاد هاست
 دارها برچيده خونها شسته اند
 جاي رنج و خشم و عصيان بوته ها
 پشكبنهاي پليدي رسته اند
 مشتهاي آسمانكوب قوي
 وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست
 يا نهان سيلي زنان يا آشكار
 كاسه ي پست گداييها شده ست
خانه خالي بود و خوان بي آب و نان
 و آنچه بود ، آش دهن سوزي نبود
 اين شب است ، آري ، شبي بس هولناك
ليك پشت تپه هم روزي نبود
 باز ما مانديم و شهر بي تپش
 و آنچه كفتار است و گرگ و روبه ست
گاه مي گويم فغاني بر كشم
باز مي بيتم صدايم كوته ست
باز مي بينم كه پشت ميله ها
 مادرم استاده ، با چشمان تر
ناله اش گم گشته در فريادها
 گويدم گويي كه : من لالم ، تو كر
 آخر انگشتي كند چون خامه اي
دست ديگر را بسان نامه اي
 گويدم بنويس و راحت شو به رمز
تو عجب ديوانه و خودكامه اي
مكن سري بالا زنم ، چون ماكيان
ازپس نوشيدن هر جرعه آب
مادرم جنباند از افسوس سر
 هر چه از آن گويد ، اين بيند جواب
گويد آخر ... پيرهاتان نيز ... هم
گويمش اما جوانان مانده اند
گويدم اينها دروغند و فريب
 گويم آنها بس به گوشم خوانده اند
گويد اما خواهرت ، طفلت ، زنت... ؟
من نهم دندان غفلت بر جگر
 چشم هم اينجا دم از كوري زند
گوش كز حرف نخستين بود كر
گاه رفتن گويدم نوميدوار
و آخرين حرفش كه : اين جهل است و لج
قلعه ها شد فتح ، سقف آمد فرود
و آخرين حرفم ستون است و فرج
 مي شود چشمش پر از اشك و به خويش
مي دهد اميد ديدار مرا
 من به اشكش خيره از اين سوي و باز
 دزد مسكين برده سيگار مرا
آبها از آسيا افتاده ، ليك
 باز ما مانديم و خوان اين و آن
 ميهمان باده و افيون و بنگ
از عطاي دشمنان و دوستان
 آبها از آسيا افتاده ، ليك
 باز ما مانديم و عدل ايزدي
و آنچه گويي گويدم هر شب زنم
باز هم مست و تهي دست آمدي ؟
آن كه در خونش طلا بود و شرف
 شانه اي بالا تكاند و جام زد
چتر پولادين ناپيدا به دست
 رو به ساحلهاي ديگر گام زد
در شگفت از اين غبار بي سوار
 خشمگين ، ما ناشريفان مانده ايم
 آبها از آسيا افتاده ، ليك
باز ما با موج و توفان مانده ايم
 هر كه آمد بار خود را بست و رفت
 ما همان بدبخت و خوار و بي نصيب
 زآن چه حاصل ، جز با دروغ و جز دروغ ؟
زين چه حاصل ، جز فريب و جز فريب ؟
باز مي گويند : فرداي دگر
 صبر كن تا ديگري پيدا شود
 كاوه اي پيدا نخواهد شد ، اميد
كاشكي اسكندري پيدا شود


+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:32 |

تجمع در دانشکده علوم اجتماعی

در پي صادر نشدن مجوز برگزاري سميناري تحت عنوان «دموكراسي و زندگي روزمره» در دانشكده علوم اجتماعي، تعدادي از دانشجويان اين دانشكده در واكنش به اين اقدام تجمع و اعتراض كردند.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين سمينار كه قرار بود از سوي انجمن اسلامي سابق اين دانشكده برگزار شود، با عدم صدور مجوز براي برگزاري روبرو شد.

در پي اين اعترضات، دكتر غلامرضا جمشيدي‌ها رييس دانشكده‌ علوم اجتماعي دانشگاه تهران در جمع دانشجويان معترض حاضر شد.

دكتر جمشيدي‌ها در واكنش به اعتراض دانشجويان به راه ندادن مدعوين و سخنرانان سمينار گفت: اين برنامه مجوز نداشته و غير قانوني‌ است.

سپس دانشجويان در حالي كه سرود يار دبستاني را سر مي‌دادند مقابل دفتر رياست دانشكده تجمع كردند و خواستار پاسخگويي وي به اين اقدام شدند.

همچنين دانشجويان معترض پلاكادرهايي در دست داشتند كه در آن به عدم صدور مجوز براي برگزاري برنامه و آنچه كه مخالفت با فعاليت اين دانشجويان مي‌خواندند انتقاد شده بود.

دكتر غفاري، معاون دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي، نيز با حضور در ميان دانشجويان گفت: مجوز برگزاري اين مراسم از سوي دانشگاه صادر نشده و دانشكده فعاليتي در اين خصوص نداشته است.

به گزارش ايسنا، دانشجويان معترض در ادامه با خواندن سرود يار دبستاني به سمت درب اصلي دانشكده حركت كردند و خواستار ورود سخنرانان و مدعوين اين مراسم كه تا آن لحظه اجازه ورود به دانشكده را پيدا نكرده بودند، شدند.

در پي هجوم دانشجويان معترض به درب اصلي اين دانشكده، درگيري بين نگهبانان و دانشجويان به وجود آمد كه پس از دقايقي خاتمه يافت و دانشجويان به سمت سلف دانشكده بازگشتند و تريبون آزادي در حياط دانشكده برگزار كردند.

همچنين دانشجويان با چيدن ظرف غذاي خود بر بروي زمين اعتراض خود را نسبت به عدم صدور مجوز اين برنامه نشان دادند.

دكتر حسين‌خاني دبير هيات نظارت دانشگاه تهران نيز در اين دانشكده حضور يافت.

جمعي از اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) و اعضاي انجمن‌اسلامي دانشگاه اميركبير نيز در اين تجمع حضور داشتند.

در ادامه اين تجمع، دانشجويان معترض دانشكده علوم اجتماعي در تالار ابن خلدون دانشكده‌ جمع شدند تا در مورد مسائل و مشكلات انجمن اسلامي دانشجويان با يكديگر گفت‌وگو كنند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ميرزايي يكي از دانشجويان دوره دكتري دانشكده علوم اجتماعي با تاكيد بر لزوم حضور دانشجويان و اهميت فعاليت آنان گفت: حدود سه هفته پيش، شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه مجمع و شوراي عمومي حداقلي را تشكيل داد و چند نفر را به عنوان اعضاي شوراي مركزي معرفي كرد.اين كار با فرض تعليقي بودن انجمن قابل پذيرش است اما شكل و صورتش پذيرفته شده نيست. ما به هر دو طرف گفتيم كه انصاف را رعايت كنيد.

وي ادامه داد: حركت دانشجويي بايد آگاهانه و به پشتوانه دانشجويان ادامه پيدا كند. به نظر مي‌رسد رعايت تأمل، تدبير و تفكر در اين مساله لازم است.

وي تاكيد كرد: هر حركتي كه به متشنج شدن فضا منجر شود به ضرر دانشجويان است. انجمن اسلامي دانشجويان با قدمتي بيش از 60 سال سابقه و هويتي دارد كه بايد پاس داشته شود و تكريم گردد. انجمن اسلامي يك جريان چپ است اما چهارچوب خاص خود را دارد. بايد مطالبات حقه دانشجويي در انجمن اسلامي پاس داشته شود. انجمن اسلامي نشان داده كه بايد از اين مطالبات پاسداري كند اما حركت‌هاي افراطي جواب نمي‌گيرد. انجمن اسلامي دانشجويان علوم اجتماعي به هيچ مرجع بيروني نياز ندارد.

ميرزايي با بيان اينكه بايد مشخص كنيم هدفمان از انجمن اسلامي چيست و از آن چه مي‌خواهيم، ادامه داد: بايد حركت‌هاي معقولي داشته باشيم. هيچ ‌كس حق ندارد براي انجمن تعيين تكليف كند. بايد بپذيريم كه با هم تعامل و گفت‌وگو داشته باشيم و مسائل را درون خود حل كنيم.

در ادامه اين گفت‌وگو، دكتر غفاري معاون دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي گفت: سال گذشته تقريبا در اواخر ترم، انجمن اسلامي - كه به عنوان انجمن تعليق شده شناخته مي‌شود - انتخابات برگزار كرد اما توسط انجمن اسلامي دانشگاه تعليق شد. نگاه هيات رييسه و شوراي فرهنگي دانشكده اين بود تا زماني كه به صورت قانوني از طريق رياست دانشكده اعلام نشود، به اين انجمن اجازه فعاليت بدهيم به همين دليل آنها سمينار و برنامه‌هايي برگزار كردند.

وي افزود: در مجموعه‌ معاونت دانشجويي سلسله مراتبي وجود دارد كه بايد از آنها پيروي كرد. حدود 3-4 هفته پيش به پنج دانشكده‌اي كه از سوي انجمن دانشگاه تعليق شده بودند اعلام شد كه حق صدور مجوز براي تمام تشكل‌هاي دانشجويي بايد از طرف دانشگاه باشد و شوراي معين براي برنامه‌هاي آنها تصميم‌گيري كند. ديروز صبح از طرف دانشگاه به من اطلاع دادند خبر سميناري كه قرار بوده امروز در دانشگاه برگزار شود در روزنامه شرق منعكس شده است. از ما پرسيدند كه آيا شما مجوز صادر كرده‌ايد؟ ما اعلام كرديم مجوزي نداده‌ايم.

غفاري افزود: مي‌خواهيم همه‌ دانشجويان حرف‌هاي خود را بزنند. بايد با گفت‌وگو و تعامل مشكلات انجمن حل شود.

وي با اشاره به درگيري مختصري كه صبح امروز ميان يكي از دانشجويان با رييس دانشكده رخ داد، افزود: شما عصباني مي‌شويد. گاهي هم ممكن است مسوولين و اساتيد دانشكده عصباني شوند.

دكتر تقي آزاد ارمكي رياست سابق دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران نيز گفت: افزود: امروز روز تاريخي براي علوم اجتماعي، انجمن اسلامي و كل حوادث دانشجويي است.

وي دانشجويان را به آرامش فراخواند و افزود: اميدوارم حادثه‌اي كه امروز پيش آمده براي دانشجو هزينه نداشته باشد و دانشجو در اين حادثه قرباني نشود. دانشجويان ما مي‌خواهند درس بخوانند و كار كنند و براي دموكراسي تلاش كنند. اگر قرار است اين حركت براي دانشجو هزينه داشته باشد، بايد براي من استاد هم هزينه داشته باشد.

در ادامه‌ اين تريبون آزاد سحر رضازاده، عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشكده گفت: اين تريبون فقط به انجمن اسلامي تعلق ندارد. همه‌ دوستان بايد بتوانند در اينجا صحبت كنند.

جولان فرهادي يكي ديگر از دانشجويان اين دانشكده ضمن انتقاد به نحوه برگزاري انتخابات انجمن اسلامي دانشكده گفت: وقتي عده‌اي نتوانستند جلوي دموكراسي‌خواهي در دانشكده علوم اجتماعي را بگيرند، آمدند و همه راي‌دهندگان را رد صلاحيت كردند.

او دانشجويان را خطاب قرار داد و گفت: نشان دهيد جنبش دانشجويي يك جنبش عقلاني است كه خواسته‌هاي خود را به عقلاني‌ترين صورت ممكن مطرح مي‌كند.

مجتبي بيات، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) نيز گفت: انجمن اسلامي دانشكده در نامه‌اي رسمي خطاب به دكتر جمشيدي‌ها از عملكرد ايشان تشكر كرده كه تسليم نيروهاي خارج از دانشكده نشده است. ما به مسوولين گفتيم كه به دنبال تنش و شلوغ‌كاري نيستيم.

وي تاكيد كرد: انتخابات علوم اجتماعي يكي از پرشورترين انتخابات در ميان انجمن‌ها بوده است. چرا با اين بدنه‌ دانشجويي و اين ميزان راي اين‌گونه برخورد مي‌كنند؟

دكتر تقي آزاد ارمكي در ادامه با اشاره به خاطراتش از دوران فعاليت در انجمن اسلامي، گفت: در آن زمان ما مي‌گفتيم كه انجمن اسلامي محل فعاليت آدم‌هايي است كه الزاما مسلمان نيستند اما مي‌خواهند مسلمان شوند. بايد انجمن اسلامي اجازه دهد آدم‌هايي كه مي‌خواهند در جامعه مدني فعال باشند و در آن كار كنند آنجا حضور داشته باشند. انجمن اسلامي كانوني است براي مسلمان كردن، نه الزاما براي بچه مسلمان‌ها. از اين رو انجمن اسلامي از ميان تمام دانشجويان عضو مي‌گيرد و براي افراد خاص نيست.

وي با بيان اينكه نمي‌خواهيم درون دانشگاه حزب درست كنيم، افزود: اساسا فرآيند انجمن اسلامي اين‌گونه نيست. كسي حق ندارد انجمن اسلامي را تهديد كند.

علي اكبرزاده يكي ديگر از دانشجويان اين دانشكده گفت: بايد در اين دانشكده هيات اجرايي انجمن اسلامي تشكيل شود و زير نظر آن انتخابات برگزار شود.

بشير معتمدي، مهدي سرافراز و امير اسماعيلي (از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران)،‌ براي پاسخگويي به سوالات دانشجويان در خصوص انجمن اسلامي پشت تريبون قرار گرفتند.

معتمدي گفت: انجمن اسلامي هم تشكلي است مثل تشكل‌هاي ديگر كه فقط اعضاي آن مي‌دانند انتخاباتش كي برگزار مي‌شود. آنها مي‌توانند راي دهند.

معتمدي افزود: آقايان و خانم‌هايي كه اساسنامه را نخوانده‌اند بروند بار ديگر آن را بخوانند. روندي كه طي شده اين بوده كه انجمن دانشگاه با توجه به تخلفاتي كه در اين دانشكده صورت گرفته اين انجمن را تعليق كرده است. آقايان اساسنامه را زير پا گذاشته‌اند و به اين دليل انجمن اين دانشكده تعليق شده است. در اين هنگام هيات منصفه نيز به اعتراضات طرفين توجه كرده و بر طبق آن راي داده است. طبق آخرين تغييرات اساسنامه، كساني مي‌توانند در اين انجمن عضو باشند كه عضو شوراي عمومي باشند.

دراين هنگام تعدادي از دانشجويان مانع ادامه سخنراني معتمدي شدند.

پس از دقايقي رييس دانشكده با همراهي تعدادي از اساتيد وارد سالن شد.

دكتر جمشيدي‌ها ضمن تشكر از حضور دانشجويان گفت: من معتقد به قوانيني هستم كه مسوولين بالاتر آن را تصويب مي‌كنند و به ما مي‌گويند اجرا كنيد. از شهريور به بعد، انجمن دانشكده ما با انجمن دانشگاه مشكلي داشت و بحث تعليق مطرح شد. شش ماه تعليق را رعايت نكرديم. شايد عده‌اي بگويند اين تخطي است. من شش ماه با انجمن همكاري كردم. مانعي براي كارهاي دانشجويي ايجاد نكرديم. دليلم اين بود كه طبق مصوبه دانشگاه عمل كردم. اين همكاري ادامه يافت تا زماني كه دانشگاه نامه نوشت كه انجمن به هر دليلي ديگر نمي‌تواند فعاليت كند. ديروز اعضاي انجمن به من اعلام كردند كه برنامه لغو شده است.

جمشيدي‌ها افزود: از دوستان انتظار دارم بر اساس چهارچوب‌هاي قانوني مصوب با هم كار كنيم. من آن‌قدر با دوستاني كه تعليق شده بودند در اين دوران مماشات كردم كه از نظر برخي عجيب بود.

بنابراين گزارش، حسين شهرستاني، مسوول بسيج دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي نيز گفت: ريشه اصلي قضايا ميان دو طيف موجود و شناخته شده در انجمن اسلامي است. بسيج با هيچ ‌كدام از اين دو طيف همكاري خاصي نداشته است. ماجراي انجمن اسلامي با ماجرايي كه امروز براي محافظت از رييس دانشكده رخ داد را با هم تفكيك نكنيم.

وي ادامه داد: بسيج دانشجويي به عنوان دانشجوياني كه احساس مي‌كنند يك سري از ضوابط و اخلاقيات در جامعه وجود دارد خواستار توجه به آنان است. ما نيز نبايد آنها را فراموش كنيم.

وي خطاب به بيات گفت: مگر شما به من نگفتيد كه دكتر جمشيدي‌ها خلاف همه‌ انتظارات ظاهر شده و از ايشان بابت همكاري كه با ما داشتند تشكر مي‌كنيم؟ دكتر جمشيدي‌ها بيش از شش ماه با شما همكاري كرده است. دانشجويان توجه كنند كه بايد هميشه اخلاق شاگردي را رعايت كنند.

در ادامه مهدي شيرزاد عضو اسبق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشكده با تاكيد بر لزوم همكاري استاد و دانشجو گفت: چرا نمي‌خواهند بپذيرند كه جمعي از دانشجويان و اساتيد در يك ساز و كار دموكراتيك مي‌توانند با در نظر گرفتن مصالحشان امور خود را هدايت كنند؟ مسائل دانشجويي دانشكده علوم اجتماعي بايد به دست خود دانشجويان و اساتيد حل شود. نمي‌خواهيم خارج از چهارچوب و خلاف قوانين عمل كنيم.

وي ادامه داد: بايد هياتي به اسم هيات نظارت بر انجمن اسلامي تشكيل شود. از دانشجويان دو طرف و اساتيد در آن حضور داشته باشند و وظيفه اجراي انتخابات بر عهده‌ شوراي مركزي انجمن دانشگاه باشد. اين هيات هم بر اين انتخابات نظارت كند. ملاك و معيار هم اساسنامه باشد.

شيرزاد افزود: بايد در مرحله اول تمام دانشجويان بتوانند در اين انتخابات شركت كنند. اگر دانشجويان هم حق ندارند و دانشگاه اصرار دارد خلاف قانون عمل كند، انجمن اسلامي حداقل يك هفته فرصت داشته باشد عضوگيري كند. اگر اين را هم نمي‌پذيرند انجمن اسلامي يك شوراي عمومي دارد كه 300 يا 500 نفر عضوش هستند. در همين شوراي عمومي انتخابات برگزار شود و غائله ختم شود. اين هيات بايد مسووليت پي‌گيري مطالبات دانشجويان را داشته باشد.

به گزارش ايسنا دانشجويان حاضر در تريبون آزاد پس از اين گفت‌وگو از تالار ابن خلدون خارج شدند.

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 10:51 |
انتقاد اتحاديه اروپا نسبت به نقض حقوق بشر در ايران

اتحاديه اروپا، با انتشار بيانيه ای، نسبت به وضعيت حقوق بشر در ايران، افزايش

شمار اعدام ها و همچنين وضعيت عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و از فعالان مدافع

 حقوق بشر به شدت ابراز نگرانی کرده است.

در اين بيانيه که از سوی اتريش، رييس دوره ای اتحاديه اروپا صادر شده، با اشاره به

اعدام همزمان ده محکوم در زندان اوين، نسبت به افزايش شمار اعدام ها در ايران

 ابراز نگرانی شده است.

اتحاديه اروپا تاکيد کرده که به طور اصولی با مجازات مرگ مخالف و خواستار برچيده

شدن چنين مجازاتی در سراسر جهان است.

در بيانيه اتحاديه اروپا از مقامات جمهوری اسلامی خواسته شده مجازات اعدام را لغو

 کنند. در اين بيانيه همچنين خواسته شده که عبدالفتاح سلطانی در دادگاهی علنی

 و مستقل و به طور عادلانه محاکمه شود.

عفو بين الملل، در گزارشی که ماه پيش منتشر شد اعلام کرد که ايران يکی از چهار

 کشور جهان است که 94 درصد اعدام ها در آنها صورت می گيرد و تنها کشوری در

 دنيا است که در سال گذشته ميلادی، نوجوانان خاطی را اعدام کرد.

در بيانيه اتحاديه اروپا همچنين نسبت به وضعيت و اتهامات وارد شده به عبدالفتاح

سلطانی، حقوقدانی که وکالت شماری از پرونده های جنجالی سياسی و

مطبوعاتی را بر عهده داشته، ابراز نگرانی شده است.

آقای سلطانی که چند ماهی را در زندان سپری کرده، متهم شده که جزيياتی از

پرونده هايی را که وکالت آنها را برعهده داشته در اختيار کشورهای خارجی قرار داده

 است.

عبدالفتاح سلطانی، به طور متناوب با بی بی سی و ديگر راديوهای خارجی گفت و

گو می کرد.

اتحاديه اروپا در بيانيه خود، از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است که حقوق

آقای سلطانی را رعايت کند و وی در دادگاهی علنی و مستقل که به قاون احترام

می گذارد، به طور عادلانه محاکمه کنند.

اتحاديه اروپا همچنين از ايران خواسته است که انتخاب عبدالفتاح سلطانی به عنوان

عضو هيئت مديره کانون وکلای دادگستری مرکز را بپذيرد.

آقای سلطانی با وجود آنکه به عضويت در هيئت مديره کانون وکلای دادگستری مرکز

برگزيده شد، اما به دليل رد صلاحيت امکان حضور در اين هيئت را نيافته است.

اتحاديه اروپا در بيانيه خود همچنين از ايران خواسته است که از مجازات افرادی که با

سفارتخانه های خارجی در اين کشور در تماس هستند، خودداری کند

 
منبع : بي بي سي

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:7 |

اطلاعيه مهم انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه

 تهران درباره فروش كيان این دانشكده

چندي پيش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خبري مبني بر برگزاري انتخابات انجمن اسلامي

دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران مخابره كرد ، در همین ارتباط انجمن اسلامي

 دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي با انتار اطلاعیه ای اعلام کرد ذکر نكاتي را جهت تنوير افكار عمومي دانشجويان لازم می داند :

1. تا موعد برگزاري انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دو ماه باقي است .

2. منتخبين فعلي انجمن اسلامي با مشاركت 524 نفر از دانشجويان دانشكده در تاريخ اول تير ماه 1384 برگزيده شده اند .

3. از اوايل مهر ماه سال 1384 دست هايي خارج از دانشكده در پي ايجاد اخلال در ادامه فعاليت منتخبين تيرماه 1384 برآمده اند .

4. حمايت گسترده دانشجويان طي اين  مانع از ايجاد اختلال در مسير منتخبين تيرماه 1384 شد .

5. خبرگزاري غير مستقل دانشجويان ايران ( ايسنا) طي اين مدت بارها با شانتاژ خبري آب به آسياب مخالفين فضاي باز دانشكده ريخته است .

6. مسوولين دانشكده علوم اجتماعي با تكذيب و اظهار بي اطلاعي از برگزاري انتخابات كذايي اعلام كرده اند از نظر آنان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده همان انجمن اسلامي منتخب تيرماه 1384 مي باشد .

7. انتخابات كذايي فوق در ناكجاآبادي خارج از دانشكده و با حضور اين 6 نفر بعنوان شوراي عمومي و برگزيدن خود بعنوان شوراي مركزي برگزار شده است .

8. اين 6 نفر نه تنها وابستگي تشكيلاتي به انجمن اسلامي ندارند بلكه فاقد فرم عضويت دراين تشكل مي باشند .

9. اعلام خبر فوق و سكوت و عدم تكذيب اسامي اعلام شده در اين خبر از سوي آقايان امير اسماعيلي

‏ُْْمهدي سرافراز ! بشير معتمدي ! محمود عليگو ! رضا كاوند ! و عليرضا پور صباغ ! نشان از فروختن كيان دانشكده علوم اجتماعي به نام و نان نانداران دارد .
10. انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به عموم

 دانشجويان اطمينان مي دهد ضمن پايبندي به اعتماد اول تيرماه 1384 از كيان دانشكده علوم اجتماعي صيانت كرده و خود فروختگان را به دست دانشجويان رسوا سازد .


انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران
ارديبهشت 1385

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:0 |

مرگ وارتان

 وارتان! بهارخنده زد و ارغوان شكفت
در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار... 
وارتان سخن نگفت،
سر افراز
دندان خشم بر جگر خسته بست رفت
***
 وارتان ! سخن بگو!
مرغ سكوت، جوجه مرگي فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته ست! 
 
وارتان سخن نگفت
چو خورشيد
از تيرگي بر آمد و در خون نشست و رفت
***
وارتان سخن نگفت
وارتان ستاره بود:
يك دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت
وارتان سخن نگفت
وارتان بنفشه بود:
گل داد و
مژده داد: زمستان شكست!
و
رفت...

                                                   احمد شاملو

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:43 |

 

عروسك كوكي 

بيش از اينها آه آري
بيش از اينها مي توان خامش ماند
مي توان ساعات طولاني
با نگاهي چون نگاه مردگان ثابت
خيره شد در دود يك سيگار
خيره شد در شكل يك فنجان
در گلي بيرنگ بر قالي
در خطي موهوم بر ديوار
مي توان با پنجه هاي خشك
پرده را يكسو كشيد و ديد
در ميان كوچه باران تند مي بارد
كودكي با بادبادكهاي رنگينش
ايستاده زير يك طاقي
گاري فرسوده اي ميدان خالي را
با شتابي پر هياهو ترك ميگويد
مي توان بر جاي باقي ماند
 در كنار پرده ‚ اما كور ‚ اما كر
مي توان فرياد زد
 با صدايي سخت كاذب سخت بيگانه
دوست مي دارم
مي توان در بازوان چيره ي يك مرد
ماده اي زيبا و سالم بود
با تني چون سفره ي چرمين
با دو پستان درشت سخت
مي توان دربستر يك مست ‚ يك ديوانه ‚ يك ولگرد
عصمت يك عشق را آلود
مي توان با زيركي تحقير كرد
هر معماي شگفتي را
مي توان به حل جدولي پرداخت
مي توان تنها به كشف پاسخي بيهوده دل خوش ساخت
پاسخي بيهوده آري پنج يا شش حرف
 مي توان يك عمر زانو زد
با سري افكنده در پاي ضريحي سرد
مي توان در گور مجهولي خدا را ديد
مي توان با سكه اي نا چيز ايمان يافت
مي توان در حجره هاي مسجدي پوسيد
چون زيارتنامه خواني پير
مي توان چون صفر در تفريق و در جمع و ضرب
حاصلي پيوسته يكسان داشت
مي توان چشم ترا در پيله قهرش
دكمه بيرنگ كفش كهنه اي پنداشت
مي توان چون آب در گودال خود خشكيد
مي توان زيبايي يك لحظه را با شرم
مثل يك عكس سياه مضحك فوري
در ته صندوق مخفي كرد
مي توان در قاب خالي مانده يك روز
نقش يك محكوم يا مغلوب يا مصلوب را آويخت
مي توان با صورتك ها رخنه ديوار را پوشاند
مي توان با نقشهايي پوچ تر آميخت
 مي توان همچون عروسك هاي كوكي بود
با دو چشم شيشه اي دنياي خود را ديد
مي توان در جعبه اي ماهوت
 با تني انباشته از كاه
سالها در لابلاي تور و پولك خفت
مي توان با هر فشار هرزه ي دستي
بي سبب فرياد كرد و گفت
آه من بسيار خوشبختم
 

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:44 |

پیمان عارف به ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد
به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ...



اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۱۹ فروردين ۱٣٨۵ -  ٨ آوريل ۲۰۰۶


پيمان عارف، دانشجوي دانشگاه تهران از سوي شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱٨ ماه حبس تعزيري محكوم شد.
پيمان عارف در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، اتهامات خود را اقدام عليه امنيت ملي از طريق شركت در تجمع‌‏هاي غيرقانوني در حمايت از هاشم آقاجري، درگيري‌‏هاي كوي دانشگاه، ايراد سخنراني تحريك‌‏آميز، اخلال در نظم عمومي كشور و تمرد از دستور پليس عنوان كرد و گفت: قاضي شعبه اتهامات رديف اول را محرز دانست و بنده را به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به ۱٨ ماه حبس تعزيري محكوم كرد اما بنده را از اتهام اخلال در نظم عمومي كشور به دليل فقدان دلايل كافي تبرئه كرد.
وي با اشاره به اينكه حكم صادره را سنگين و غيرمنصفانه مي‌‏داند، گفت كه ظرف مهلت قانوني نسبت به حكم صادره اعتراض خواهد كرد.
اين دانشجوي دانشگاه تهران تصريح كرد: با توجه به روندي كه در دو ساله اخير در دادگاه انقلاب تهران نسبت به دانشجويان وجود داشت و براي دانشجويان احكام تعليقي صادر مي‌‏شد، حكم ۱٨ ماه حبس تعزيري خود را به دور از اين روند و به دور از سياست‌‏هاي قوه قضاييه در مورد برخورد با دانشجويان مي‌‏دانم.
عارف همچنين محاكمه خود در دادگاه انقلاب را مغاير با مصوبه شوراي عالي امنيت ملي مبني بر عدم احضار دانشجويان به محاكم دادگستري و رسيدگي به تخلفات آنها در كميته انضباطي دانشگاه‌‏ها عنوان كرد.

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 19:28 |
+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 14:56 |
null

احمد باطبی دوباره به اعدام محکوم شد

وکیل مدافع باطبی متهم حوادث کوی دانشگاه سال 78 ازخبرتائیدحکم موکلش درشعبه 13هیات تشخیص دیوان عالی کشورخبرداد.
بهرامیان ضمن اعتراض به این حکم هیات تشخیص رابه عدم توجه به موازین قانونی اصل حکم اعدام موکلش محکوم وادامه داد: شعبه 13 هيات تشخيص ديوان عالي كشور تكليف قانوني داشت كه نسبت به راي اعدام موكلم نفياً يا اثباتاً اظهار نظر كند كه متأسفانه بدون هيچ‌‏گونه استدلال قانوني رأي بدوي را تأييد كرد.
وي افزود: انتظارم به عنوان يك وكيل دادگستري اين بود كه شعبه مزبور از برخورد سياسي با برخي پرونده‌‏ها خودداري كند و در جهت حفظ استقلال خود تنها و تنها موازين قانوني را رعايت كند.
بهراميان در پاسخ به اين سوال كه آيا حكم اعدام احمد باطبي به 15 سال زندان تقليل پيدا نكرده بود، گفت: بنده نسبت به حكم دادگاه بدوي مبني بر اعدام موكلم اعتراض كردم كه مورد تأييد شعبه تشخيص قرار گرفت اما حكم باطبي بعدها با موافقت مقام رهبري و استفاده ايشان از اختياراتش از سوي دادگاه به 15 سال حبس تقليل پيدا كرد، بنابراين موكلم بايد 15 سال زندان را تحمل كند.

 

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 19:38 |
 

 

ومرد افتاده بود
یکی آواز داد: دلاور برخیز
و مرد همچنان افتاده بود.
دو تن آواز دادند: دلاور برخیز
و مرد همچنان افتاده بود.
ده ها تن
و صدها تن
خروش برآوردند: دلاور برخیز
و مرد
همچنان افتاده بود.
هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز
و مرد همچنان افتاده بود
تمامی آن سرزمینیان گرد آمده،
خروش برآوردند: دلاور برخیز
و مرد به پا خواست
نخستین کس را بوسه ای داد
و گام در راه نهاد.
(مارکز این شعر را برای چه‌گوارا سروده بود.)

+ نوشته شده توسط مرضیه جوکار در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 20:3 |